+ نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 10:40  توسط حسین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 10:27  توسط حسین
|
shab ye torke be zanesh mige khanom man emshab havase noon barbari kardam.zanesh mige khob boro begir man ham bokhoram,torke mire noonvayi mige shater 2 ta noon barbari bede.shater mige chera 2 ta .mige akhe khanoomam ham havase noon barbari karde.vaghti barmigarde khoone va noon ro mizare too sofre zanesh mige in noono az koja kharidi?oon ham mige az sare koche.zanesh mige khoobe dastet dard nakone vali man nemitoonam ye noone kamel bokhoram.chon too rejimam.torke mige eybi nadare harchi nakhordi man mikhoram.khordan ke tamoom shod raftan bekhaban .hanooz sareshoon be balesh nakhorde bood ke khabeshoon bord.alan ham khabidan.bezar bidar beshan bebinim dige chikar mikonan. hatman dar jaryan mizaramet !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 22:39  توسط حسین
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 22:10  توسط حسین
|
خیلی خنده داره . یه سگه داره خواب میبینه
جون خودم از وقتی دیدمش تا حالا همش دارم میخندم
هر کی دانلود نکنه چندین دقیقه خنده از دستش پریده

لینک دانلود
http://s1.picofile.com/birds/Pictures/www.nq.blogfa.com.3gp.html
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 22:43  توسط حسین
|
بلاخره میگ میگ به دست مردان غیور لر در کوه های لرستان به دام افتاد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 22:5  توسط حسین
|
معلم کلاس اول از ساسان
کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2
تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت
چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه سه تا دوست دختر جدید
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 10:54  توسط حسین
|
کی میتونه وسط یه صفحه یه مثلث بکشه با دوتا خط
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 19:40  توسط حسین
|
عربه پدر و مادرشو میکشه
باش مصاحبه میکنن میگن هدفت از این جنایت چی بود؟
میگه ولک نمیدونی بعد از 25 سال به روابط کثیف بینشون پی بردم
+ نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 2:54  توسط حسین
|
یادمه یه روز یه امتحان وحشتناک سخت داشتم و همه اینو 2-3 بار گرفته بودن تا پاسش کردن لا کتابو باز نکرده بودم
دم در که داشتم کفشامو میپوشیدم گفتم نذر میکنم اگه قبول شم یه فیل سر ببرم بدم مردم خیابون بخورن
خلاصه رفتم و از 40 تا سوال تستی 36 تاشو از رو دست یه دختری که میز جلوم بود تقلبی کردم و 4 تاشم شانسی زدم
نمرم شد 14
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 17:17  توسط حسین
|
مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد
وقتي پولهارا دريافت كرد رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد : آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من ديدم
سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و اورا در جا كشت
او مجددا رو به زن و شوهري كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آنها پرسيد آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من نديدم اما همسرم ديد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 11:22  توسط حسین
|
یه روز سه تا دوست با هم دیگه پولاشونو جمع میکنن میرن ساعت بخرن
هر سه نفر نفری 10 هزار تومن میزارن که 30 هزار تومن میشه
و میرن مغازه ساعت فروشی یه ساعت میخرن به قیمت 30 هزار تومن
وقتی از مغازه میان بیرون صاحب مغازه به شاگردش میگه بدو که 5 تومن اضافه دادن و قیمت ساعت 25 هزار تومنه
شاگرده میره و نفری 1 هزار تومن به هر کدوم میده و 2 هزار تومنش رو واسه خودش بر میداره.
حالا سوال:مگه نه هر کدوم 10 هزار تومن دادن و 1 هزار تومن پس گرفتن یعنی نفری 9 هزار تومن پس3*9=27 و 2 هزار تومن هم شاگرد برده 27+2=29
1 هزار تومن دیگه کجاست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 9:59  توسط حسین
|
یه روز سه تا دوست با هم دیگه پولاشونو جمع میکنن میرن ساعت بخرن
هر سه نفر نفری 10 هزار تومن میزارن که 30 هزار تومن میشه
و میرن مغازه ساعت فروشی یه ساعت میخرن به قیمت 30 هزار تومن
وقتی از مغازه میان بیرون صاحب مغازه به شاگردش میگه بدو که 5 تومن اضافه دادن و قیمت ساعت 25 هزار تومنه
شاگرده میره و نفری 1 هزار تومن به هر کدوم میده و 2 هزار تومنش رو واسه خودش بر میداره.
حالا سوال:مگه نه هر کدوم 10 هزار تومن دادن و 1 هزار تومن پس گرفتن یعنی نفری 9 هزار تومن پس3*9=27 و 2 هزار تومن هم شاگرد برده 27+2=29
1 هزار تومن دیگه کجاست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 9:58  توسط حسین
|
زنه ميشينه تو تاكسي ميگه : آقا ديديد چقدر رون و سينه گرون شده؟ تركه ميگه : آره خانم لاپا هم گرون شده! زنه ميگه بي تربيت اين چه حرفيه ؟ تركه ميگه نه خانم منظورم لاپا ، نخود ؛ لوبيا
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 15:32  توسط حسین
|
چهار معجزه زنان :
1. بدون اینکه علف بخورند شیر می دهند.
2. بدون اینکه زخم شوند خونریزی می کنند.
3. بدون اینکه حمام بروند خیس می شوند!!
4. گوشت بدون استخوان را هم میتونند سیخ می کند
+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:20  توسط حسین
|
ميدوني "نبات" كيلوي چنده?"نقل" چي اونم نميدوني !اشكال نداره از قديم گفتن خرچه داند قيمت نقل نبات.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:6  توسط حسین
|
ده تا از بهترین بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
۱- تو برای من مثل خواهر میمونی! (یعنی:خیلی زشتی!)
۲- فاصله سنیمون کمی زیاده. (یعنی:خیلی زشتی!)
۳- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۴- من الان توی موقعیت بدی از زندگیم هستم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۵- دوست // دختر دارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۶- من با خانمهای همکارم بیرون نمیرم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۷- تقصیر تو نیست، تقصیر منه! (یعنی:خیلی زشتی!)
۸- من الان توجهم به کارمه! (یعنی:خیلی زشتی!)
۹- من تصمیم گرفتم مجرد بمونم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۱۰- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشیم (یعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 12:46  توسط حسین
|
تا حالا به مظلومیت زن جومونگ پی بردی ؟!
گوشت به این خوبی ، بهش میگن سویا
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:1  توسط حسین
|
اصفهانیه واسه پسرش اسمارتیس میخره روش مینویسه هر 8 ساعت یکبار
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 9:28  توسط حسین
|
هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:47  توسط حسین
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 14:40  توسط حسین
|
کی میتونه دو تا حیوون بگه که با (ن) شروع بشه؟
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 9:38  توسط حسین
|